فرهنگ مرد سالاری حاکم بر جامعه در برخی جوامع سنتی مثل زابل نمود بیشتری پیدا می کنه،واین امر ریشه درفرهنگ مردم این منطقه ونوع زندگی سنتی اونها داره.هنوز پسر بودن در اینجا یک مزیت به حساب میاد واین امر پیامدهای بیشماری برای دختران خصوصادر خانواده هایی با قرهنگ پایینتر وپر جمعیتتر بوجود میاره،از قضیه ممانعت از تحصیل وروابط اجتماعی محدودشون بگیر تا حتی درمان مشکلات جسمی وروانی که هر کدومشون جایگاه بحث خودشونو دارن.
در اینجا میخوام نمونه ای براتون بیارم که کوتاهی در امر درمان یک دختر بچه در سایه همین تفکر باعث از دست دادن بیناییش گردید:
یک دختر بچه در حالیکه از نا حیه چشم بشدت اسیب دیده واز شدت درد به خودش میپیچید به همراه دو مرد (عمو وبرادر) چند روز قبل به مطب یکی از پزشکان مراجعه میکنه.
پس از معاینه معلوم میشه یک هقته از زمان فرو رفتن شاخه ای تیزبه چشمش میگذره و چشمش به شدت عفونی ودر استانه از دست دادن بیناییه.با اصرار پزشک مبنی بر بستری و جراحی اورزانس حتی به صورت رایگان،همراهان کار های ضروری دیگه رو(مثل مراسم عروسی برادر ومراسم عزاداری........) مقدم بر درمان دخترک بینوا ودرد مند دونسته وبا اطلاع از کوری قریب الوقوع وی پوز خندی زده وگفته اند: ،دختر چشم میخواد چیکار با همون یه چشمم میتو نه شوهر کنه وبچه دار بشه کار دیگه ای ازش بر نمیادحالا اگه پسر بود یه چیزی،کار کردن و خرج زن وبچه دادن چشم سالم می خواد نه کهنه بچه شستن واشپزی کردن.
و دختر بچه بیمار و درد مندو با خو دشون بر دند. نمی دونیم چی بر سر اون بچه اومد ولی قطعا بیناییشو از دست داده اونم با تحمل درد طاقت فرسایی که هیچ فریاد رسی نداره.
واقعا چه باید کرد؟چرا هیچ قانونی وجود نداره که بشه در برابرظلمی که در پناه این فرهنگ،دختر بچه ای و به جرم دختر بو دن از بینایی محروم میکنه، ایستاد وزندگیشو نجات داد؟چرا؟
87